1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

متن سخنرانی آقای فریدون احمدی

.
  

متن سخنرانی آقای فریدون احمدی

 

خانم ها! آقایان!
دوستان گرامی!
برگزاری کنگره هشتم، کنگره سبز را به شما تبریک می گویم و برایتان آرزوی موفقیت دارم.
هم اکنون در کشور ما تحول و تلاشی عظیم در جریان است که مضمون اصلی آن را گسترش و استقرار فرهنگ و مناسبات و نظامی دموکراتیک تشکیل می دهد. بخش بزرگی از این تحول که ریشه در تجربه ها و کوشش های چند دهه و بویژه دو- سه دهه اخیر در کشور دارد، گسترش فرهنگ دموکراتیک است. فرهنگ دموکراتیک به مثابه سویه ای از دموکراسی، مناسبات بین انسان ها، از کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده، د ر درون تشکل ها و احزاب و بین احزاب و نیز با حکومت را شامل می شود. این سویه دموکراسی، اینک هر چه بیشتر مولفه ها و خطوط اصلی روشن تر و شفاف تری به خود یافته است. بتدریج آشکار تر می شود حزب و تشکلی که در درون خود و یا در مناسبات با دیگر احزاب و سازمان ها، متکی بر اصول و موازین دموکراتیک نباشد، مشکل است بتوان تصور کرد که قادر باشد در دراز مدت برای استقرار دموکراسی در ایران یار و یاوری بوده و سد و مانع نباشد و یا به آن تبدیل نگردد. در همین راستا تلاش برای گسترش و انکشاف هرچه بیشتر این فرهنگ در میان پایوران و تلاشگران شاخه ها و جریان های مختلف سیاسی- اجتماعی کشور ما، میان آنان که برنامه های گوناگون اقتصادی، سیاسی و انتخاب های مختلف اجتماعی دارند، از اهمیت فوق العاده فرهنگی، سیاسی و تاریخی برخوردار است. امید که این تلاش ها هرچه گسترده تر گردد.
اکنون پایه های مادی و نظری و گفتمانی این امر بسیار مهیا تر است. ارزش های فرهنگی ارجمندی گسترده و کم و بیش فراگیر شده اند. اعتقاد به عدم انحصار حقیقت، گریز از نگرش های سیاه و سفیدی ودر مقابل، رنگین و رنگین کمانی دیدن جهان و جهان سیاست، در گذشته و تاریخ نزیستن ونگاه به آینده داشتن و در عین حال و همزمان اتکا به خرد سنجشگر و انتقادی و از تاریخ آموختن، از جمله منش ها و نگرش هایی هستند که در میان کنشگران سیاسی و اجتماعی ایرانی به تدریج به روال و هنجار تبدیل می شوند.
جنبش سبز، جنبش بزرگ و شکوهمند جاری برای حقوق مدنی و شهروندی در ایران نیز هرچه بیشتر این نکته را آشکار کرد که مساله اصلی ای که جامعه و سیر تکوینی و تاریخی رویداها، حل آن را در دستور خود نهاده است، مساله استقرار دموکراسی و حقوق بشر در ایران است. نهادینه شدن و پذیرش این موضوع در سطح گسترده، هم مناسبات و نوع تنظیم روابط بین جریان ها و شاخه های مختلف سیاسی را تحت تاثیر قرار خواهد داد و هم به گونه ای بر بنیادهای تشکل و سازمانیابی هریک از آن ها موثر خواهد بود. موصوع سازمانیابی براساس شکل نظام آتی کم رنگتر و ناضرورتر خواهد شد و مناسبات همه آنانی که خود را جزئی از نیروی دموکراسی خواه کشور و کوشنده راه استقرار دموکراسی در ایران می دانند، به گونه ای همبسته تر و همنوا تر رقم خواهد خورد.بویژه مسئولیت متقابل گرایش های سیاسی که ریشه در تاریخ کشور دارند، در برابر یکدیگر افزایش خواهد یافت. هیچ کس و هیچ گرایشی نمی تواند نسبت به سرنوشت و راه و روش آن دیگری بی تفاوت باشد. دوران خطوط متنافر و هم گریز و یا خطوط موازی که هیچ گاه یکدیگر را قطع نمی کنند، می رود که به سر رسد.
در این راستا هم آوایی و هم رایی برسر آماج های مشترک سیاسی ضرور و تلاش برای درک و فهم زاویه نگرش و روانشناسی آن دیگری، یاری رسان خواهد بود. ضرورت هم آوایی و هم رایی بر سر آماج های مشترک، خود را در پایبندی عملی به موضوع اصلی استقرار یک نظام دموکراتیک در کشور که در فرجام، امر جایگزینی جمهوری اسلامی و نفی اسلام سیاسی و اسلام در قدرت خواهد بود به نمایش می گذارد. همچنین در هم نوایی در مقابله با خطرها و تلاش هایی خواهد بود که در خارج و در داخل کشور، به تاراج بردن و گنجاندن جنبش بزرگ و جوان و شاداب سبز را در ظرفی کوچک و بی مقدار، هدف قرار داده اند.
بار دیگر برای این کنگره و حزب مشروطه ایران در راه استقرار دموکراسی در ایران آرزوی موفقیت می کنم.

پاينده ايران
زنده باد ملت ايران
حزب مشروطه ايران